الفيض الكاشاني

28

عرفان مثنوى ( فارسى )

كمال‌يافتهء انسانها به داورى مىنشينند ، نظر تفريطى همان‌كه مىگويد : اين يك شعر است و پر از لاطائلات و مطالب بىاساس و گمراه‌كننده ، عقيده سوم در نهايت اعتدال و مبنى بر اين آيهء شريفه است « فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ . » بشارت بده آن بندگانم را كه گفتار را مىشنوند و از بهترين آن گفتار پيروى مىكنند . البته بىترديد نقاط ضعف و خطاهايى ديده مىشود كه به گفتهء عارفان به مثنوى ، نمىتوان آنها را به سبب عظمت ديگر مطالب ، ناديده گرفت . « 1 » مثنوى از همان آغاز تأليف ، مورد توجه ويژهء خواص و خداوندان انديشه و عرفا و متفكران بزرگ بوده است ، تا جايى كه ديگران نيز ، به منابهت و محاكات از خواص ، بدان اقبال و از آن استقبال مىكرده‌اند ، گرچه در اين ميان برخى فرصت‌طلبان نيز كه در هر تنور گرم ، نان خويش مىپزند ، بىآنكه از پوستهء الفاظ آن فروتر رفته و به جايى فراتر دست يافته باشند ، از آن ، دكان « روزى » ساخته‌اند و اين شايد از مواردى است كه بايد آن را از خوشبختيهاى مولوى ، منها كرد ! « 2 » در واقع با نظر به مجموع كتاب مثنوى با اطمينان مىتوان گفت كه اين كتاب واقعيات و حقايق زياد و عميقى را در بر دارد ، و جلال الدين توانسته است آنها را با هماهنگى انديشه و هيجان قلب روحانى دريافت كند و در قالب الفاظ شعرى كه گاهى عدم گنجايش آنها كاملا نمودار است بريزد و بپردازد . در اين هماهنگى انديشه و دل ، كه زمينهء اصلى كار اوست اغلب هيجان و انقلاب روحى اين مرد رهنماى انديشهء او شده است و در عالمى از روحانيت غوطه‌ور مىشود كه تا كسى خود گام در آن قلمرو نگذارد ، هرگز نمىتواند حقيقت آن را دريابد . اين حالت هيجان روحى كه گاهى در ابيات مثنوى به اوج نهايىاش مىرسد چنان ارزش معنوى به اين كتاب مىدهد كه در هيچ‌يك از آثار عرفانى شرق و غرب ديده نمىشود . « 3 » در اين كتاب جلال الدين ، نه ترك شريعت و تسليم به طامات صوفيه را توصيه مىكند و نه گرايش به فقر و عزلت و رهبانيت را تبليغ . مرد كامل كسى را مىداند كه جامع

--> ( 1 ) . جعفرى ، محمد تقى ، ص 8 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . جعفرى ، تفسير و نقد و تحليل مثنوى ، ج 1 ، ص 11 .